۱۳۹۳ شنبه ۳ آبان
 
 
 
 
کد خبر: 11722
بازدید: 5517
نظرات : 0
تاریخ مخابره : 12/11/1392 ساعت :12:20 PM
یادداشت نماینده سازمان‌ملل در مرگ دریاچه‌ هامون
هامون 2هزار نفر را فراری داد

حال سومین دریاچه بزرگ ایران، هامون، خوش نیست. هامون روزگاری از 3 دریاچه کوچک و بزرگ‌ تشکیل می شد و به زندگی مردم سیستان رونق می داد اما این روزها نه خودش نشانه ای از زندگی دارد و نه می تواند به مردم کمکی کند. 

مجله مهر: دریاچه هامون با قطع آب رود هیرمند خشک شد. در واقع از اواخر دهه 70 شمسی و پس از آنکه خشکسالی بر منطقه حاکم و بارش باران کم شد، میزان ورودی آب هیرمند به هامون هم کمتر شد. حاکمیت نداشتن دولتی مقتدر در افغانستان، ساخت سد کجکی روی هیرمند و نصب و به‌کارگیری انواع پمپ در مسیر رودخانه هیرمند برای کشت خشخاش توسط کشاورزان در افغانستان، خشک شدن دریاچه هامون را سریع تر کرد.

دریاچه ای که حیات 140 هزار هکتار زمین کشاورزی شرق ایران به آن وابسته بود و الان با خشک شدن آن، بادهای موسمی سیستان از 120 روز به 180 روز افزایش پیدا کرده و به گفته نماینده زابل، دو هزار خانواده سیستانی مجبور به مهاجرت از محل سکونت خود شده‌اند.

 

شرایط هامون آنقدر بحرانی است که گری لوییس ،هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در جمهوری اسلامی ایران،برای مرگ آن یادداشتی نوشته است که بیشتر شبیه مرثیه است. به گزارش خبرآنلاین او نوشته است:«مرد سیستانی می گفت: "فرشتگان بر دستان کسانی که به ما کمک کنند، بوسه خواهند زد."

چهره رنگ پریده این ماهیگیر حکایت از روزگار و احوال ناخوش او می کند، پوست آفتاب سوخته و چرم مانندش گویای سال ها سختی و ناملایمات است و چشمانش نشانی از اشک های فروخورده اش دارد. حسرت زمانی را می خورد که روزگار تاحدی به کامش بود و از ایامی می گفت که دریاچه ها پر از آب و ماهی بودند، فرزندانش شاد و زندگی بر وفق مراد بود.

گفته هایش به قدری تکان دهنده بود که فراموش کردم نامش را بپرسم. می خواست حرف هایش را بشنوم و بعد دنیا را در جریان شرایط ناگوار فقیرترین و نامساعدترین منطقه ایران یعنی تالاب های هامون سیستان قرار دهم.

امروز "تالاب" دیگر واژه ای درست برای هامون نیست. زیرا اینجا حالا زمینی خشک و تفتیده است. اشتغال سودآور اندک است و بیش از نیمی از ساکنان با کمک های کمیته امداد امام خمینی زندگی می کنند.

کار بیشتر آنان ماهیگیری است - یا بود. حالا تقریبا همگی بی کارند و در ویرانه های روستاهای متروکی زندگی می کنند که در حاشیه رودخانه هایی ساخته شده بودند که روزگاری پرآب و شکوفا بودند. باد در اسکله های پرسروصدا، بازارهای خالی از ماهی و قایق های شکسته ای می پیچد، که همه جا پخش شده است.

هامون ها از سه ناحیه تالابی بزرگ به وسعت 5 هزار و 660 کیلومتر مربع تشکیل شده اند. دوسوم این تالاب ها در ایران قرار دارند و آب رودخانه هلمند افغانستان آن ها را به هم ربط داده و تغذیه می کند. بیشتر این ناحیه تا بیست سال پیش سرسبز و گونه های گیاهی و جانوری در آنجا فراوان و دریاچه پر از ماهی بود. مجموع صید سالانه از 12هزار تن فراتر می رفت و ماهیگیران ماهی هایی بیست کیلوگرمی صید می کردند. تالاب ها آب کشاورزان و رمه های گاومیش و امکانات معاش هزاران خانواده را تامین می کردند.

اما ایجاد سدها و کانال ها در افغانستان آب رودخانه را برای کشاورزی در استان های فقیرنشین قندهار، هلمند و نیمروز منحرف کرد و میزان آب دریاچه ها کاهش یافت. و بعد ایجاد چهار مخزن در داخل خود ایران به انحراف بیشتر آب از مسیر طبیعی آن منجر شد.

من از سه روستای؛ تخت دولت، ادیمی و کوه خواجه دیدن و با بسیاری از ساکنان آن ها صحبت کردم. مردم از بی آبی ناراحت بودند و از دولت و سازمان ملل کمک می خواستند. مردم سیستان احساس می کنند برای کمک به آنان هیچ کاری - جز پرداخت کمک های نقدی - انجام نمی شود. آنان می خواهند کار کنند.

خانم سالمندی که دست دو نوه خردسالش را گرفته بود، می گفت "ما برای بقای خود مبارزه می کنیم." و در حالی که به چهره محزون و موهای خاک آلود یکی از نوه های پنج ساله اش اشاره می کرد، گفت "دخترک دارد می میرد. ما نمی خواهیم آخرین نسلی باشیم که در اینجا زندگی می کنیم."

حدود 400 هزار نفر در ناحیه سیستان زندگی می کنند که تعداد زیادی از آنان در زیر خط فقر قرار دارند. کمک نقدی که از دولت یا کمیته امداد امام خمینی دریافت می کنند به زحمت از 20 دلار در ماه فراتر می رود. مردی می گفت: "ما صیادیم و زمین برای کشاورزی نداریم. یعنی اگر ماهی نباشد زندگی هم نیست."

این فاجعه زیست محیطی هزاران نفر را وادار به ترک منطقه کرده است. به گفته منابع دولتی تنها در 2012 حدود 5 هزار خانواده منطقه را ترک کرده اند. در مجموع 600 هزار نفر از اینجا بیرون رفته اند. بیشتر آنان با طی مسیری دوهزار کیلومتری به استان گلستان در شمال ایران رفته اند تا زندگی تازه ای آغاز کنند، دیگران درهمه جای ایران پراکنده شده اند. آنان که مانده اند هرسال فقیرتر می شوند.

آنچه حیرت آور است سرعت پیشرفت این فاجعه ساخته دست انسان است. طی تنها 20 سال امکانات معاش مردم نابود شده است. بادهای شرقی که زمانی با وزیدن روی دریاچه عامل تهویه طبیعی هوا بودند حالا فقط توفان های شن به بار می آورند و روزهای متوالی باعث تیرگی هوا می شوند و توفان شن را به افغانستان و حتی دورتر یعنی تا پاکستان می برند.

به نظر می رسد بیشتر ایرانیان اطلاع چندانی از رنج مردمی ندارند که در هامون های سیستان زندگی می کنند. در مقایسه، فاجعه زیست محیطی نمادین تری در ایران یعنی مرگ آرام دریاچه ارومیه از توجه شدید رسانه ای و سیاسی برخوردار است. اما وقتی اخیرا به دریاچه ارومیه سفر کردم، با نا امیدی شدید و یاس و درماندگی فراوانی مواجه نشدم که در هامون های سیستان شاهد بودم.

این مشکل احتمالا تنها در صورت تحقق دو رویداد کلیدی حل خواهد شد؛نخست، افغانستان و ایران باید مشترکا درباره مسیر اقدام برای تقسیم عادلانه آبی که قرن ها بین خود تقسیم می کرده اند به توافق برسند. دویست سال پیش مرزی در کار نبود. آنچه در آن زمان اهمیت داشت جامعه ها و خانواده ها بود که فرهنگ و زبانی مشترک داشتند و یافتن راه حل آسان تر بود.
دوم، لازم است خود ایرانیان آب اندکی را که به ایران می رسد بهتر تقسیم کنند. درحال حاضر بیشتر آب برای تامین آب آشامیدنی و کشاورزی به شبکه مخزن چاه نیمه عمیق منحرف می شود. در حالی که هنوز می توان اجازه داد بیشتر این آب به طور طبیعی به هامون ها جریان یابد و باعث احیای آن ها و ادامه زندگی جوامع محلی شود.

ایرانیان و جامعه بین المللی باید نسبت به این فاجعه واکنش نشان دهند. و باید هم اکنون چنین کنند. حامیان لازم است کار با ساکنان هامون ها را شروع کنند و به احیای روش زندگی آنان یاری رسانند.

اجازه دهید در آن هنگام فرشتگان تصمیم بگیرند مرحمت خود را چگونه و در کجا ارزانی دارند.»

هامون زمانی که حیات داشت

برگزیده ها

میوه‌های رنگ‌شده در سبد خانواده‌های ایرانی
چند سالی است که دیدن پرتقال و نارنگی زرد و نارنجی در اواخر تابستان و اوایل پائیز، به امری عادی تبدیل شده است. میوه‌هایی که البته بر خلاف رنگ‌و روی غلط‌اندازشان، کال و ترش است.اما سوال این‌جاست که چرا این مرکبات قبل از فصل برداشت با این رنگ و لعاب وارد بازار می شود و این رنگ زرد از کجا می آید؟
وقتی نفت آتش انقلاب را شعله‌ور کرد
۲۹ مهر ۱۳۵۷، یک ماه پس از اعتصاب در پالایشگاه مهم و حیاتی آبادان و همچنین گسترش این اعتصاب‌ها در نقاط مختلف صنعت نفت، اعتصاب سراسری کارگران و کارکنان صنعت نفت ایران آغاز شد. اصلی‌ترین منبع درآمد رژیم پهلوی به کما رفت و تلاش‌های دولت شاهنشاهی برای بازگرداندن کارکنان صنعت نفت به محل کار خود نتیجه‌ای در پی نداشت. شاید به همین خاطر باشد که خیلی‌ها این اعتصاب را یکی از زمینه‌های تسریع در پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران می‌دانند.
استاد اخلاقی که سیاست‌مدار پرورش می‌داد
حضرت آیت الله محمدرضا مهدوی کنی امروز در سن 83 سالگی درگذشت. این گزارش، نگاهی دارد به تمام مسئولیت‌ها و فعالیت‌های سیاستمداری که استاد اخلاق هم بود.
اشتباهاتی که رازآلودترین حزب ایران را منحل کرد
۲۸ مهر ۱۳۳۳ اولین گروه از نظامیان وابسته به حزب توده ایران، اعدام شدند. حزب توده ایران که در جریان سال‌ها فعالیت گسترده حزبی در ایران توانسته بود جایگاه خود را در میان بسیاری از اصناف و اقشار مختلف از جمله استادان دانشگاه و دانشجویان، روشنفکران و نویسندگان و زنان تحصیلکرده تقویت کند، حتی به ارتش شاهنشاهی هم نفوذ کرد.
خانه‌هایی که دل هرکسی را آب می کند
شاید هرکسی به این خانه‌های رنگارنگ نگاه کند، آرزو کند که کاش خانه‌ای شبیه یکی از آنها را داشته باشد. اما داشتن چنین خانه‌هایی سختی‌های خودش را دارد و صاحبخانه برای تمیز و نو نگه داشتن آن باید تلاش زیادی کند.
خودکشی دسته‌جمعی ایرانی‌ها با مواد غذایی
وزیر بهداشت چهارشنبه گذشته 23 مهرماه در همایش روز جهانی غذا آمار تکان دهنده‌ای از مصرف سالانه مواد غذایی در ایران داد. «سید حسن قاضی زاده هاشمی» در این همایش گفت: «سرانه مصرف روغن هر ایرانی سالانه 3 کیلوگرم افزایش پیدا می کند.» اما این، تنها آمار وحشتناک از مصرف غیر استاندارد مواد غذایی توسط ایرانی‌ها نیست.
قطع رابطه‌ای که از رادیو اعلام شد
۲۶ مهر ۱۳۳۱ پس از ۱۹ ماه شرایط پیچیده سیاسی و اقتصادی در ایران، خبر قطع روابط ایران و بریتانیا از رادیو پخش شد. دو روز پیش از آن دکتر مصدق در نامه‌ای به نمایندگان مجلس شورای ملی، دلایل قطع روابط با بریتانیا را تشریح کرده بود. او پیش از آن در ۱۶ تیر ۱۳۳۰، روابط سیاسی و دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی را هم قطع کرده بود.
معمای 23 ساله روابط ایران و روسیه 
24 مهرماه 1386، برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین بعد از فروپاشی شوروی، رییس جمهور روسیه وارد ایران شد. سفر ولادیمیر پوتین به تهران برای شرکت در دومین اجلاس روسای کشورهای حاشیه دریای خزر، 50 سال پس از آخرین سفر رییس جمهور روسیه به ایران انجام شد.

ارسال نظر

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل آن وارد نمایید
13 + 4 =

نقل مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
Copyright © 2012 mehr mags All rights reserved